دهه شصت یک جور دیگری بود. ما هم یک جور دیگری بودیم. بعد زندگی یک طور دیگری شد، ما هم یک طور دیگری شدیم. دهه شصت هم یک طور دیگری شد. دکترها می‌گویند دوران کودکی همراه با ترس و اضطراب زیاد، خطر عقیم شدن دارد. خطر ابتر شدن. خطر ناباروری. تاریخ رنگ می‌بازد و عوض می‌شود. اگر همه چیز دهه شصت از یادمان برود، صدای انفجارها نمی‌رود. آن می‌شود. اگر همه چیز دهه شصت از یادمان برود، صدای انفجارها نمی‌رود. آن بیم بی معنی. برای کودکانی که نمی‌دانند مرگ چیست. مرگ پرسه می‌زد. عزراییل صدتا صدتا می‌برد. ما را رها نمی‌کرد. می‌برد. در آنِ واحد همه را می‌برد. خشم اژدها. چی رسوب کرد از دهه شصت در ما؟ ترس و اضطراب؟ برنامه‌های زاهدانه تلویزیون؟ تکرار آنها؟ کمک به پشت جبهه‌ها؟ صدای انفجار؟ صدای موشک؟ از این شهر به آن شهر رفتن؟ کنار هم بودن و خدا را شکر کردن؟ بعد از هر حمله هوایی به همه فامیل‌ها زنگ زدن؟ کجا رو زد بی‌شرف؟ صدام؟ سینما؟ فیلم‌هایی که سر و ته داشت؟ شعار؟ آرمان؟ آرمان؟ رنگ خاکی؟ خاکستری؟ تکرار؟ تکرار؟ کوپن؟ تکرار؟ رنگ قرمز؟ شهید؟ مردان خدا؟ چی بود دهه شصت؟ از چی حرف می‌زنیم وقتی از دهه شصت حرف می‌زنیم؟

 

 

در خانه مادربزرگ مرحومم این دستمال کاغذی نوظهور به جا مانده از دهه شصت را یافتم! این دستمال کاغذی احتمالا از اون سری ای بوده که امیرانتظام توی دادگاه عرقش رو باهاش خشک می کرده!دو شعار جالب هم روی دستمال کاغدی نقش بسته است: مملکت اسلامی همه چیزش باید اسلامی باشد

!

شعار  دوم دستمال کاغذی: صرفه جویی در مصرف باعث تداوم انقلاب اسلامی است.

-امروز به این فکر می کردم که هدیه را معمولا  "می گیرند"... اما  "هدیه خواستنی" قاعدتا  یک چیز دیگری باید باشد، یعنی از دوستی بخواهی چیزی را به تو هدیه کند، اینطوری دوتا هدیه می گیری، اولین هدیه، هدیه  قبولی درخواستت از دوست و دوم خود  آن هدیه....


بچه ها خانه استاد اینجاست

ظاهرا جلسه مهمي به نظر مي‌رسيد. علاوه بر اوليا دانش‌آموزان و معلمان مدرسه، يكي از مسئولان ارشد دولتي كه فرزندش در آن مدرسه تحصيل مي‌كرد، حضور داشت. جلسه روند جدي خود را طي مي‌كرد. ناگهان توجه حاضران جلسه به پيرمرد لبوفروشي جلب شد كه از انتهاي سالن، با چرخ مخصوص دوره‌گردي‌اش در حال وارد شدن است. من لبو دارم، لبوي شيرين... لوبيا،... جلسه به هم ريخت بعضي‌ها شروع به اعتراض كردند: مگر اينجا خيابان است آقا؟ اين چه وضعيه! پيرمرد به سخنانشان توجهي نكرد و به روي سن رفت و شروع به تكرار واژه‌هايي كرد كه حرف «لام» در آنها وجود داشت و حرف لام را هم با غلظت خاصي تكرار مي‌كرد. بعد از چند دقيقه استاد رو به همان مسئول ارشد حاضر در جلسه كرد و گفت: «من اين‌گونه درس مي‌دهم» داستاني را كه خوانديد مربوط به خاطره‌اي بود از زبان يكي از مسئولان سابق وزارت آموزش و پرورش در دهه 60 كه از مرحوم نيرزاده نقل كرد.

nayer-zadeطعم شيرين تدريس
مرحوم سيدحسن نيرزاده ابداع‌كننده شيوه جديد تدريس عملي حروف الفبا، در سال 1307 و در محله پامنار تهران چشم به جهان گشود ولي هرگز نتوانست پدرش را كه فوت كرد، ببيند علي‌رغم تمام مشكلات خاص آن زمان و همچنين درد يتيمي، به سرعت تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در دبستان انتصاريه پامنار و سپس دارالفنون طي كرد و خيلي زود توانست به جرگه معلمان توانمند و متعهد بپيوندد. اما آن زمان كسي فكر نمي‌كرد اين جوان فعال و بانشاط بتواند روشي ابداع كند كه بسيار موثرتر از روش‌هاي سنتي و قديمي آن زمان باشد.
استاد فعاليت تدريس خود را در سال 1332 آغاز كرد. سپس به مدرسه علوي و بعد هم «نيكان» آن زمان رفت، مدارس رفاه و زمان هم از ديگر مدارس آن زمان بود كه طعم شيرين تدريس به شيوه جديد مرحوم نيرزاده را چشيدند. طعمي كه شيريني‌اش بعد از گذشت چند دهه هنوز در ذائقه آن مدارس وجود دارد.

شيوه جديد تدريس
شايد كمتر معلمي پيدا شود كه براي تدريس كلمه «آب» بي‌مقدمه ليواostadن آب را برداشته و محتوياتش را بر تخته سياه بپاشد تا اين‌گونه كلمه آب و طرز نگارش آن در خاطر دانش‌آموزان جاودانه شود.
اما استاد بدون هيچ خجالت، ترس و واهمه نه تنها اين كار را مي‌كرد بلكه خودش در سر كلاس كدخدا مي‌شد و در نقش اكبر آقا، آقا كمال و شعبانعلي با عصا، كلاه و لباس بلندش ظاهر مي‌شد و به دانش‌آموزان نه فقط حروف الفبا كه درس اخلاق و جاودانگي مي‌داد. درس تعهد و مردانگي و درس گذشت و مهرباني، اين‌گونه بود كه دانش‌آموزان در كلاسش الفباي زندگي مي‌آموختند. استاد نه با حرف، بلكه با عمل به دانش‌آموزان مي‌آموخت كه پاي لنگ شعبان و كلاه كج كمال و لباس وصله‌دار اكبر آقا عيب نيست. بلكه بدخلقي، گذشت نداشتن، جهل و ناداني عيب است كه جامعه را از پيشرفت و ترقي باز مي‌دارد.
استاد هيچ وقت پايبند به مقررات خشك آموزشي نبود. ترس و دلهره در كلاس او جايي نداشت و كلاسش يكپارچه گوش، هوش و حواس و به معناي واقعي كلاس بود.
خودش مي‌گفت به خاطر سختگيري‌هاي زياد معلمان تصميم گرفته معلم شود. هميشه مداد گذاشتن معلمان لاي دست دانش‌آموزان و تنبيه بدني آنان و تكاليف بي‌برنامه بعضي معلمان عذابش مي‌داد و همين‌ها باعث مي‌شد تا آرام آرام در ذهنش روشي را بپروراند كه در آينده نزديك روشي منحصر به فرد و بسيار موثر براي تدريس به حساب آيد. روشي را كه پس از 30 سال تدريس در مدارس مختلف تهران توانست آن را عملي كند.
استاد هرگز معلمي را شغل نمي‌دانست بلكه كسوتي مي‌پنداشت كه معلم مي‌بايست در قالب آن كسوت به رسالتش كه همان آموزش به معناي واقعي بود عمل كند.

دعاي مادر
مادر استاد در حقش دعا كرده و گفته بود: «حسن، الهي آنقدر معروف شوي كه مردم با انگشت تو را معرفي كنند» و چه خوب دعاي مادر در حق فرزند مستجاب شد.
استاد آنقدر معروف شد كه اكنون پس از 24 سال كه از مرگش مي‌گذرد، کساني كه در اوايل دهه شصت نوجوان بودند خوب به ياد دارند كه چگونه استاد هر غروب چهارشنبه در تلويزيون براي آنها برنامه پخش مي‌كرد و به آنها درس صداقت و مهرباني مي‌داد.
اكنون پس از 24 سال اگر كسي جوياي احوال استاد باشد مي‌تواند او را در باغ طوطي شاه‌عبدالعظيم حسني شهرري پيدا كند. آنجا از هر كسي بپرسد «خانه استاد كجاست» به او خواهند گفت. نه نيازي نيست بپرسد، سنگ مزارش خانه استاد را نمايان مي‌سازد. مزاري كه روي سنگش حك شده است «بچه‌ها خانه استاد اينجاست».

 

 


 

 



 

ما، یعنی نسل اول و دوم پس از پیروزی انقلاب، در دورانی که تلویزیون فقط دو شبکه اول و دوم را داشت و برنامه‌ها هنوز شبانه‌روزی نشده بود، همه دلخوشی‌مان تماشای کارتون‌های برنامه کودک بود. حالا که سال‌هاست دیگر خبری از حنا، پسر شجاع، بل و سباستین و ... نیست، یادآوری آن روزها شاید تنها دلخوشی ما در نسل دیجیمون‌ها و دوقلوهای افسانه‌ای باشد.

یادآوری خاطرات دوران کودکی و نوجوانی مان را با مجموعه بیادماندنی "مهاجران" آغاز می کنیم که نام اصلی اش "لوسی رنگین کمان های جنوبی" بود.

نمایی از مجموعه "مهاجران"

"مهاجران" جزو کارتون هایی با موضوع خانواده است. این محصول کمپانی نیپون سال 1982 به کارگردانی هیروشی سایتو ساخته شد. قصه های این مجموعه گاهی با مجموعه "خانواده دکتر ارنست" اشتباه می شود. در این مجموعه داستان سفر یک خانواده اروپایی به قلب طبیعت بکر استرالیا روایت می شود، اما خانواده لوسی می بر خلاف خانواده سوئیسی دکتر ارنست، از انگلستان به استرالیا مهاجرت می کنند تا یک مزرعه بزرگ را اداره کنند.

آغاز زندگی تازه آنها با ناامیدی همراه است و این روزها تا زمانی که سرانجام زمین مزرعه شان را صاحب می شوند، ادامه دارد، اما با این وجود لوسی می در کنار خواهرانش کیت و کلارا تجربه های تازه ای چون کشف حیوانات عجیب و غریب، آشنا شدن با بومیان و آدم های جدید چون آقای پتی بل بداخلاق با سگ بدجنس اش که دائم دنبال گازگرفتن آدم ها بود و ... را در زندگی شان به دست می آورند.

آکی را میازاکی فیلمنامه این مجموعه را بر مبنای رمانی از فیلیس پیلینگ تن در 50 اپیزود 24 دقیقه ای نوشته است. "مهاجران" که محصول ژاپن است از 10 ژانویه سال 1982 تا 26 دسامبر همین سال در این کشور پخش شد. در این مجموعه صداپیشگانی چون مینوری ماتسوشیما (لوسی می)، ری هوکو یوشیدا (کیت)، کاتسانوسوکی هوری (آرتور)، ساکیکو تاماگاوا (کلارا) و تاتسویا ماتسودا (بن) حضور داشتند.

مجموعه "حنا، دختری در مزرعه" با عنوان اصلی "کاتری دختری از مرغزار" یکی دیگر از محصولات کمپانی نیپون و به کارگردانی هیروشی سایتو است که در میان تماشاگران کودک آن دوران محبوب شد. این مجموعه مضمون آشنای سریال های ژاپنی آن دوران از جمله "هاچ زنبور عسل" است که در این مجموعه هم تکرار می شود. داستان دختری است که در فنلاند با پدربزرگ و مادربزرگش زندگی می کند.

نمایی از انیمیشن "حنا، دختری در مزرعه"

او منتظر مادرش است که برای کار به آلمان رفته است. تا اینکه جنگ جهانی اول شروع می شود و مادر نه می تواند برایشان پول بفرستد و نه می تواند برگردد. بنابراین حنا مجبور می شود به تنهایی با سختی ها رو به رو شود. او به یک مزرعه می رود، اما با اخلاق خوبی که دارد در دل تمام آدم های مزرعه جا باز می کند.

آکی را میازاکی همانند مجموعه "مهاجران"، فیلمنامه سریال "حنا، دختری در مزرعه" را بر مبنای رمانی از اونی نولیوار در 49 اپیزود 24 دقیقه ای در سال 1984 نوشت. در این مجموعه صداپیشگانی چون هیتومی اویکاوا (حنا)، توشیکو فوجیتا (سارا)، تورو فاریا (مارتی) و ... صحبت کرده اند.

مجموعه "بنر" با عنوان اصلی "بنر تیل، داستان سنجاب خاکستری" بر مبنای داستان هایی از ارنست تامپسون سال 1979 ساخته شده است. این مجموعه محصول کمپانی نیپون و کشورهای ژاپن و آلمان است. یوشی هیروکوردا "بنر" را در 26 اپیزود ساخته و از هفت آوریل سال 1979 تا 29 دسامبر همین سال پخش شد.

کارتون "بنر" یکی از داستان هایی بود که روابط ساده زندگی را به تصویر می کشید، دوستی های کودکانه، سادگی های لذت بخش، قهرها و آشتی ها بچگانه از جمله این روابط بود. این مجموعه داستان سنجاب کوچکی را روایت می کرد که پس از به دنیا آمدن به مزرعه ای می آید و از بخت بدی که دارد به دست انسان ها گرفتار می شود.

نمایی از مجموعه "بنر"

آنها سنجاب را به دست گربه می دهند تا او را بخورد، اما دل گربه به حال سنجاب کوچک می سوزد و او را به فرزندی قبول می کند و نام بنر بر او می گذارد. بنر و مادر گربه اش با شادمانی در مزرعه زندگی می کنند، اما خوشبختی آنها طولی نمی کشد؛ مزرعه آتش می گیرد، بنر از مادرش جدا می شود و ناچار به جنگل فرار می کند؛ جایی که با حیوانات جنگلی رو به رو می شود و ماجراها و دشواری های مختلفی را تجربه می کند.

مجموعه "دختری به نام نل" با نام اصلی "سرگردانی های دختری به نام نل" بر مبنای رمانی از The Old Curiosity Shop یک نسخه ژاپنی دیگر از رمان های غربی است که باز هم مضمون جستجوی مادر را دارد. این بار نل ترنت در بریتانیا عهد دیکنز همراه پدربزرگش دنبال مادر می رود، اما همراهی این پدربزرگ که در داستان دیکنز از ناچاری و فشار مالی به قمار رو آورده است، نمی تواند کمکی به جستجوی نل بکند.

برادر نل که بیشتر با موهای بلندش به یاد آورده می شود هم از شخصیت های مجموعه کارتونی بود. سازندگان مجموعه "دختری به نام نل" قصد داشتند با خلق موقعیت هایی علاوه بر ماجراجویی و درام، عنصر کمدی را هم با حضور دو شخصیت چاق و لاغر شرور به داستان بیفزایند، اما وحشت و بدبختی نل و تصویر سیاه بریتانیا قرن نوزدهم برگرفته از آثار دیکنز فضای کارتون را تیره تر می کند.

شاید به دلیل همین تیرگی، یکی از اعضای مجله زیگ زاگ در پاسخ به نظرخواهی محبوبترین کارتون ها، نه تنها "دختری به نام نل" را در فهرست کارتون های محبوب خود نیاورد بلکه آن را در شمار مجموعه هایی که از آن نفرت داشت ذکر کرد. با این حال، نل و پدربزرگ و جعبه موسیقی شان به اندازه کافی رای آوردند تا در لیست محبوبترین ها جای بگیرند.

 

 

 

























شعر كارتونهاي دوران كودكي


چشماتو هم بذار رفیق

بیا تا بچگی کنیم

بیا که تو قصه های

کارتونی زندگی کنیم

بیا شنل قرمزی رو

بدزدیم از پنجه ی گرگ

اخه تو کلبش هنوزم

منتظره مادربزرگ

بیا تا مثل گالیور

پا بذاریم تو لی لی پوت

نذار مسافر کوچولو

گم بشه توی برهوت

نذار رابین هودو، ته

کارتون ما اسیر کنند

نذار پلنگ صورتی رو

با ماهی مرده سیر کنند

دنیای کارتونا قشنگ

دنیای ما سیاه و زشت

کاش کسی زندگیمونو

شبیه کارتون می نوشت

بگو که تام سایر کجاست

بگو کجاست هاکلبری

می خوام بازم سفر کنم

به قصه تام و جری

سندباد قصه اخرش

نگفت که مقصدش کجاست

هیشکی نفهمید گالیور

عاشق فلرتیشیاست

تورنادو شیهه می کشه

زورو هنوز رو ترکشه

می خواد رو دیوار ستم

علامت زد بکشه

ببین که عمر غولهای

کارتونی خیلی کم شده

بیا تولد بگیریم

پینوکیو ادم شده

دنیای کارتونا قشنگ

دنیای ما سیاه و زشت

کاش کسی زندگیمونو

شبیه کارتون می نوشت ...






 

رامکال و استرلینگ، خانواده دکتر ارنست در آن جزیره دورافتاده، ای کیو سان باهوش و دوست‌داشتنی و بارباها که هر لحظه به شکلی درمی‌آمدند، از دیگر کارتون‌های محبوب یکی دو دهه پیش نسل "ما" هستند.

به گزارش خبرنگار مهر، مجموعه "رامکال" با عنوان اصلی "راسکال" از محبوب ترین کارتون های کمپانی نیپون میان بچه های ژاپنی است که بعد از پخش در ایران هم به کارتون مورد علاقه بچه های ایرانی بدل شد. در این قصه این بار حیوانات و انسان ها کنار هم در یکی از محصولات نیپون نقش آفرینی می کنند. گرچه این همزیستی پایدار نیست؛ استرلینگ نورث، پسر خوش قلبی است که حیوانات را خیلی دوست دارد. او یک روز یک بچه راکن را در جنگل پیدا می کند.

 

نمایی از مجموعه "رامکال"

استرلینگ راکن را راسکال (رامکال) می نامد و به خانه می برد. از این به بعد، رامکال همراه همیشگی استرلینگ می شود. همه چیز به خوبی پیش می رود، تا آنکه یک روز ذرت شیرین زیر زبان رامکال مزه می کند و او شبانه به مزرعه ذرت همسایه یورش می برد. استرلینگ درک می کند که همزیستی انسان با حیوانات وحشی واقعا دشوار است. داستان زمانی که باد و بوران سنگین، گله دام های پدر استرلینگ را به کلی از بین می برد تلخ تر می شود.

استرلینگ باید به دبیرستانی در میلواکی برود. رامکال حالا بزرگ شده و استرلینگ تصمیم می گیرد او را به محیط طبیعی اش در میان درختان جنگل بازگرداند. او رامکال را کنار دریاچه می برد و رها می کند تا به میان درختان برود. خود او هم روز بعد شهرش را با قطار ترک می کند و به سوی میلواکی می رود.

هیروشی هایتو به همراه سی جی اندو و شیگئو پوشی سال 1977 این انیمیشن را در 52 اپیزود 24 دقیقه ای ساختند. این کارتون ژاپنی از دوم ژانویه 1977 تا 25 دسامبر همان سال به نمایش درآمد. فیلمنامه این مجموعه بر مبنای رمانی باعنوان "خاطراتی از یک دوران بهتر" نوشته استرلینگ نورث نوشته شد. نورث سال 1963 این کتاب را نوشت و با آن توانست نام خود را برای همیشه در ادبیات کودکان ماندگار کند. در "رامکال" صداپیشگانی چون توشی هیکو اوتسامه (استرلینگ)، ماساکو نوزوا (مادر استرلینگ)، یوجی کاماتا (اسکار)، مینا تومیناگا (آلیس) و ... حضور داشتند.

مجموعه "خانواده دکتر ارنست" با عنوان اصلی "فلون در جزیره شگفت انگیز" از محصولات کمپانی نیپون است که سال 1983 بر مبنای رمان مشهور"خانواده سوئیسی رابینسن" نوشته یوهان داوید ویس ساخته شد. تم داستان این مجموعه شبیه داستان مجموعه "مهاجران" است. خانواده هایی که زادگاهشان را ترک می کنند و می خواهند به استرالیا مهاجرت کنند. با این تفاوت که در "مهاجران" خانواده سالم به مقصد می رسد و در آنجا مشکلات شان شروع می شود، اما خانواده دکتر ارنست که با کشتی قصد داشتند به استرالیا بروند در راه گرفتار توفان شده و به ناچار وارد جزیره ای ناشناخته می شوند.

نمایی از مجموعه "خانواده دکتر ارنست"

در این نسخه کارتونی، فلون دختر 10 ساله و پرجنب و جوش خانواده، محور داستان است و خانواده دکتر ارنست تلاش می کنند تا خود را با وضعیت تازه تطبیق دهند و با استفاده از منابع غنی موجود در جزیره و بقایای کشتی شکسته، زندگی را از نو سر و سامان دهند. در این میان، سازندگان کارتون قصد داشته اند با روایت ماجراهای فلون کنجکاو و پرشور، بر اهمیت نقش خانواده و لذت زندگی در میان طبیعت بکر تاکید کنند.

مجموعه "ای کیو سان" از محصولات کمپانی تویی انیمیشن در سال 1975 به کارگردانی کی میو یابوکی در 298 اپیزود ساخته شد. تاداکی یامازاکی فیلمنامه این مجموعه را نوشت و از 15 اکتبر سال 1975 تا 28 ژوئن سال 1982 در ژاپن پخش شد.

ای کیو در اصل پسر یک امپراتور بود که در دوره حکومت شوگون ها که حکومت را از دست امپراتورها خارج کردند، مادرش مجبور شد به همسری یک شوگون درآید و برای همین او را به معبد فرستاد. این کودک در معبد خیلی زود پیشرفت می کند و در همه کار خلاقیتش را نشان می دهد. او هر زمان که می خواست تمرکز خود را جمع کند. دو انگشتش را روی سرش می چرخاند و بعد شروع به فکر می کرد. داستان زندگی ای کیو و افسانه های پیرامون او، یکی از داستان های مورد علاقه مردم ژاپن است و تا به حال یک سریال و دو کارتون از آن تهیه شده است.

ای کیو سان

مجموعه "بارباپاپا" از دیگر کارتون های مورد علاقه بچه ها بود، چرا که آنها در هر موقعیتی که قرار می گرفتند با تغییر شکل کارها را انجام می دادند. داستان این مجموعه روایت گر بارباپاپا و باربامامان است که هفت فرزند به نام های باربازو (زرد، پسر، عاشق حیوانات)، باربالالا (سبز، دختر، عاشق موسیقی)، باربالیب (نارنجی، دختر، عاشق کتاب)، باربابو (سیاه و پشمالو، پسر، عاشق هنر)، باربابل (ارغوانی، دختر، عاشق زیبایی)، باربابرایت (آبی، پسر، عاشق علوم) و باربابراوو (قرمز، پسر، عاشق قدرت و پهلوانی) دارند.

این مجموعه بر مبنای کتابی به همین نام نوشته آنت تیسون و تالوس تیلور در سال 1975 در 40 اپیزود پنج دقیقه ای در فرانسه ساخته شد. مجموعه کتاب های مصوری که نخستین بار در دهه هفتاد به زبان فرانسه انتشار یافت و سپس به دهها زبان دیگر ترجمه شد. کلمه بارباپاپا به قرینه از واژه فرانسوی barbe à papa ساخته شده که به معنای پشمک است.

 

 

 

الهه رضایی، مجری قدیمی برنامه کودک تلویزیون برای کودکان دیروز و امروز، خاطره ای شیرین است. او از سالهای ابتدایی دهه 60 تاهمین چندسال پیش برنامه های کودک را اجرا می‌کرد. او را حالا کمتر می‌شود بر صفحه تلویزیون دید گرچه گاه برنامه هایی در حوزه خانواده با اجرای او پخش می‌شود. او یک پنجشنبه‌ درمیان برنامه"بچه‌های دیروز" را با همکار قدیمی‌اش گیتی خامنه در شبکه تهران اجرا می‌کند. عکس پایین مربوط به نیمه دهه 60 است. عکس بالا هم چهره این روزهای اوست. 16

 

الهه رضایی

 

 گیتی خامنه، مجری قدیمی برنامه کودک تلویزیون برای بسیاری از کودکان دیروز، خاطره ای شیرین است. او حالا پس از 25 سال دوری از تلویزیون، بازگشته و جسته و گریخته در شبکه تهران و جام جم برنامه اجرا می‌کند. عکس بالا مربوط به سال گذشته و حضور او دربرنامه نقره و عکس پایین سمت راست مربوط به نیمه دهه 60 است. عکس پایین سمت چپ نیز امسال در شبکه جهانی صدای آشنا گرفته شده است. 16

 

 

 

 

 

گیتی خامنه

 

 


سریال آیینه

آینه” از جمله سریال های خاطره انگیز دهه ۶۰ است که مسائل درون یک خانواده و مشکلات همسایگان را با هدف اصلاح به نمایش می گذاشت و با اصرار بر پیشنهاد راه حل، بخشی با عنوان زندگی شیرین می شود را هم طراحی کرد که این عبارت به فرهنگ محاورات روزانه مردم نیز راه یافت و ماند. این مجموعه را غلامحسین لطفی کارگردانی می کرد و بسیاری از بازیگران شناخته شده در آن بازی می کردند.

خرید سریال آیینه



فروش سریال آیینه